اسیر دل

قلبم می میره بی تو ، گریه ام می گیره بی تو

سردند ، دستای من ، هر دم غم های من بیشتر میشه بی تو عشق من

آخ اگه می شد بشی مال من

قلبم می میره بی تو ، گریه ام می گیره بی تو

سردند ، دستای من ، هر دم غم های من بیشتر میشه بی تو عشق من

آخ اگه می شد بشی مال من

می ذاشتمت رو چشَم عشقم آخ اگه می شد بشی مال من

 

نوشته شده در سه شنبه 30 آبان 1391برچسب:,ساعت 12:59 توسط omid| |

عکس متحرک پرنده

به اندازه ی گریه ی گنجشک دوست دارم! 

شاید این دوست داشتن کم به نظر بیاد اما یه چیزیو میدونی؟

گنجشکا زمانی که گریه میکنن میمیرن!


نوشته شده در یک شنبه 28 آبان 1391برچسب:,ساعت 20:3 توسط omid| |

عکس عاشقانه
من اینجام ... با توام

همینجا نزدیک تو ... نزدیکتر از فاصله دراز کردن دستانت

چشمانت را باز کن .... من میمانم

نوشته شده در یک شنبه 28 آبان 1391برچسب:,ساعت 19:40 توسط omid| |

بودنم راهیچکس باورنداشت

هیچکس کاری به کارمن نداشت

بنویسیدبعدمرگم روی سنگ

باخطوطی نرم وزیباوقشنگ

اوکه خوابیده است دراین گورسرد

بودنش راهیچکس باورنداشت...

نوشته شده در پنج شنبه 25 آبان 1391برچسب:,ساعت 17:50 توسط omid| |

نمیدانم با این دلم چیکار کنم  هر روز دلگیره 

نوشته شده در سه شنبه 23 آبان 1391برچسب:,ساعت 21:41 توسط omid| |

خیلی زیاد درگیر روزمرگی زندگی شده ایم. اما اگر کمی از بالاتر به زندگی نگاه کنیم زندگی فقط به اندازه نگاه کردن به این عکس طول می کشد. این مدت کم ارزش بغض و کینه و دشمنی با همدیگر را دارد؟ بهتر نیست از فرصت کم برای مهربانی با همدیگر استفاده کنیم؟
 
با این تصویر متأثر خواهید شد و به فکر فرو می روید !!  www.taknaz.ir
 
نوشته شده در دو شنبه 22 آبان 1391برچسب:,ساعت 13:9 توسط omid| |

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز                                      

فونت زيبا ساز                                                                  

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

نوشته شده در جمعه 19 آبان 1391برچسب:,ساعت 16:18 توسط omid| |

دو روز مانده به پايان جهان 

تازه فهميد که هيچ زندگي نکرده است تقويمش پر شده بود و تنها دو روز


تنها دو روز خط نخورده باقي بود.

پريشان شد و آشفته و عصباني


نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد.

داد زد و بد وبيراه گفت ،خدا سکوت کرد


جيغ کشيد و جار و جنجال راه انداخت

خدا سکوت کرد

آسمان و زمين را به هم ريخت 

خدا سکوت کرد


به پر و پاي فرشته ها و انسان پيچيد

خدا سکوت کرد

بقیه در ادامه مطلب

 

کفر گفت و سجاده دور انداخت 

خدا سکوت کرد


دلش گرفت و گريست و به سجاده افتاد

خدا سکوتش را شکست و گفت : عزيزم

اما يک روز ديگر هم رفت

تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي

تنها يک روز ديگر باقي است 

بيا و لااقل اين يک روز را زندگي کن
 

لا به لاي هق هقش گفت : اما با يک روز ؟


با يک روز چه کار مي توان کرد ؟

خدا گفت : آن کس که لذت يک روز زيستن را تجربه کند ، گويي که هزار سال زيسته است 

و آنکه امروزش را در نمي يابد ، هزار سال هم به کارش نمي آيد


و آنگاه سهم يک روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت 

حالا برو و زندگي کن


او مات و مبهوت به زندگي نگاه کرد که در گوي دستانش مي درخشيد

اما مي ترسيد حرکت کند ، مي ترسيد راه برود ، مي ترسيد زندگي از لاي انگشتانش بريزد 

قدري ايستاد
 

بعد با خودش گفت : وقتي فردايي ندارم ، نگه داشتن اين يک روز چه فايده ايي دارد
 

بگذار اين مشت زندگي را مصرف کنم


آن وقت شروع به دويدن کرد

زندگي را به سر و رويش پاشيد

زندگي را نوشيد و زندگي را بوييد

و چنان به وجد آمد 

که ديد مي تواند تا ته دنيا بدود


مي تواند بال بزند 

مي تواند


او درآن يک روز آسمان خراشي بنا نکرد ، زميني را مالک نشد ، مقامي را به دست نياورد

اما

اما درهمان يک روز دست بر پوست درخت کشيد ، روي چمن خوابيد

کفش دوزکي را تماشا کرد ، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد

و به آنها که او را نمي شناختند سلام کرد

و براي آنها که او را دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد

او در همان يک روز آشتي کرد و خنديد و سبک شد

لذت برد و سرشار شد و بخشيد و عاشق شد و عبور کرد و تمام شد 

او در همان يک روز زندگي کرد


اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند

امروز او در گذشت ، کسي که هزار سال زيسته بود

نوشته شده در جمعه 19 آبان 1391برچسب:,ساعت 15:38 توسط omid| |

  شباهنگام

با یادت،ستاره ای میشوم

و سفر میکنم

به قلب آسمان

شاید ببینمت

ای تنها دلیل بودنم.

208[1].gif

 

نوشته شده در جمعه 19 آبان 1391برچسب:,ساعت 15:32 توسط omid| |


Power By: LoxBlog.Com