اسیر دل
مطالب عاشقانه|وبلاگ عاشقانه|سایت عاشقانه|عکس عاشقانه|بزرگترین وبلاگ عاشقانه حریم بازوانت که امنیّت می بخشد و نزدیک قلبت که عشق می ورزد خاطراتِ آغازُ ترس از پایان در آغوشت فرو می ریزد و دستهایت که وعدۀ خوشبختی ست دلم را چون گلی صبحگاهی به آب می دهند و ابدیّتی که با خود می برد مرا به چشمانت می نگرم دلت می تابد تا افق های دور زیبائی می درخشد و مرا به سفرۀ نوری می خواند که تو با من عشق را در بشقابی از گلُ لبخند قسمت می کنی و خوشبختی از آنِ من است وقتی به زیبائی رؤیاهایم ایمان دارم و چه کسی تنهاست ؟! وقتی لحظه های من از تو مدام بارانی ست و در طراوت حوالی ِ تو قدم می زند دلم زیباگر من ! چه قدر کم است که تنها بخواهم دوستت بدارم !
نظرات شما عزیزان:
Power By:
LoxBlog.Com |